محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
367
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از پادشاه پارسى بابل پس از منوچهر گفتهايم كه صحت تاريخ را از مدت عمر شاهان ايران توان شناخت . و چون منوچهر شاه پسر منشخور نر پسر منشخور اربغ درگذشت ، فراسيات پسر فشنگ پسر رستم پسر ترك بر خنيارث و مملكت پارسيان تسلط يافت و چنان كه گفتهاند به بابل آمد و بيشتر ايام در بابل و مهرگانقذق به سر مىبرد ، و در مملكت پارسيان تباهى بسيار كرد . گويند : وقتى بر مملكت پارسيان تسلط يافت گفت : « در هلاكت مردم شتاب كنيم . » و ستم وى بسيار شد و آباديهاى خنارث رو به ويرانى نهاد و نهرها و كاريزها كور شد و به سال پنجم پادشاهى وى مردم دچار قحط شدند ، تا وقتى كه از مملكت پارسيان سوى قلمرو تركان رفت . در اين سالها آب فرو رفت و درختان مثمر بى بار شد و مردم در بليه بودند ، تا « زو » پسر طهماسب ظهور كرد . و نام « زو » به صورت ديگر نيز آمده و بعضى وى را زاب پسر طهماسفان گفتهاند . بعضى ديگر زاغ گفتهاند ، و بعضى راسب ، پسر طهماسب پسر كانجو ، پسر زاب ، پسر ارفس پسر هرانسف پسر وندنگ پسر ارنگ ، پسر بود خوش پسر مسو پسر نوذر پسر منوچهر دانستهاند . مادر زو پسر مادول دختر وامن پسر واذرگا پسر قود پسر سلم پسر افريذون